تبلیغات
خدایا مگذار دستانم به خون خودم آلوده شود
خدایا مگذار دستانم به خون خودم آلوده شود



شانس من چشم تو ودیدن تو بخت من اسم تو بود.

دست راستم...دستم راستت

..من و تو رو در رو

تخته نرد...و دو تا تاس سفید.

 

تو سر اغاز این بازی  شیرین هستی

قلب من به رنگ مهره های تو

چشم تو به رنگ مهره های من

 

تاس ریختی...تاس جفت اوردی!

تو عجب خوش اقبال

،تو عجب خوش شانسی

 

تاس من پنج و سه است

سدی من میسازم بر ره تو

که نبندی باز سفر از دل من

 

دست تو...دست من....و دو تا تاس سفید

هر کجا مهره ای و خاطره ای

و زمان میگذرد

 

خانه های عشقمان  ساخته شده...

راه رفتن،راه از همدیگر  گذشتن

بر من و تو... بسته شد

 

 

تاس ریختی.

..یک و دو..

.میخندم!!

 

ولی غافل  که تو  با تاس  یک ات

می زنی مهره تنهای مرا،می بری قلب مرا

تو حریف قَدَری!!

 

این قمار تکرار شد...

.همه چیز از اول

دست تو...دست من  و دو تا تاس سفید

 

باز هم شانس یار توبود

باز هم بخت همراه تو بود

و منم بازنده این بازی نرد

 

نرد عشق من و تو

باختم قلبم را!!

بردی بازی را ..بردی عشقم را

 

ولی در اخر کار

تو به نجوا زیر گوشم خواندی

عشق من ،غصه نخور

 

...برد من از پا قدم عشق تو بود

شانس من چشم تو ودیدن تو

 بخت من اسم تو بود.

 


چهارشنبه دهم تیرماه سال 1388 توسط هیچكس | نظرات ()





اینجا یه قبرستون معمولی نیست
دوباره می پرسم :
طناب دار
عروسک
من و تیر چراغ برق دردمان یکی است
برای تو مانده ام و دیگر هیچ
"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
چه كسی میگوید كه گرانی است اینجا ؟
گناه من این بود که فقط دوستت داشتم
و همین درد
بیاد مترسكی كه دست مردابی را رها كرد كه امیدش او بودو بس
اعتراف در مقابل یه وجب شفقت
یلدای غم انگیز من
آسوده بخواب
دروغی ساده ولی زیبا

فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388

هیچكس

غوغای درون

پرنده آبی
خورشید سرخ
برباد رفته

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد